بندر چابهار؛ شاهراه راهبردی در قلب معادلات ژئوپلیتیک اوراسیا
به گزارش پایگاه خبری گفتمان دریا به نقل از مانا؛ در بحبوحه سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران و روابط نسبتاً سرد واشنگتن با دهلی، تمدید معافیت تحریمی بندر چابهار توسط ایالات متحده، یک تناقض آشکار در سیاست خارجی این کشور به نظر میرسد. این تصمیم پرسشهای بنیادینی را مطرح میکند: چرا دولت آمریکا چنین استثنای راهبردی را قائل شده و این تصمیم چه پیامدهایی برای پویایی قدرت در منطقه دارد؟ این گزارش با تحلیل عمیق دلایل ژئوپلیتیکی و اقتصادی این اقدام، اهمیت راهبردی چابهار برای قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای و نقش آن به عنوان یک وزنه تعادل در برابر طرحهای اقتصادی چین را کالبدشکافی میکند. برای درک این تصمیم، باید لایههای مختلف راهبرد آمریکا را کالبدشکافی کرد؛ راهبردی که منافع دهلی را به ابزاری برای مدیریت موازنه قدرت در قلب اوراسیا تبدیل میکند.
منطق ایالات متحده: یک حرکت حسابشده ژئوپلیتیکی
تصمیم واشنگتن برای تمدید معافیت چابهار، فراتر از یک امتیاز ساده، بخشی از یک استراتژی چندوجهی برای مدیریت موازنه قدرت در جنوب و مرکز آسیا است. این اقدام نه تنها با هدف حفظ اتحادها و مدیریت رقابتها صورت گرفته، بلکه ابزاری برای شکلدهی به مسیرهای تجاری و ژئواکونومیک آینده منطقه است. این بخش، چهار انگیزه اصلی که این راهبرد را تشکیل میدهند، کالبدشکافی میکند.
حفظ هند در مدار همکاری قویترین دلیل برای این اقدام، تلاشی استراتژیک برای نگه داشتن هند در مدار همکاری با ایالات متحده است. واشنگتن با اعطای این معافیت، به هند اجازه میدهد تا پروژههای بلندمدت ارتباطی و سرمایهگذاری خود در چابهار را که برای دسترسی به افغانستان و آسیای مرکزی حیاتی است، ادامه دهد. این حرکت یک «امتیاز دیپلماتیک» کلیدی برای مهار نفوذ چین و جلوگیری از نزدیکی بیش از حد دهلی به پکن است. در شرایطی که مقامات دو کشور برای «ذوب کردن یخ روابط» تلاش میکنند، معافیت چابهار به ابزاری برای حفظ همگرایی راهبردی هند با سیاستهای آمریکا در منطقه تبدیل شده است.
بیاعتمادی راهبردی به پاکستان با وجود گرم شدن ظاهری روابط اسلامآباد و واشنگتن، مقامات آمریکایی به خوبی میدانند که نمیتوانند روی یک اتحاد بلندمدت و قابل اعتماد با پاکستان حساب باز کنند. پاکستان متحد استراتژیک چین و میزبان بزرگترین پروژه ابتکار «کمربند و راه»، یعنی کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC)، است. این اتحاد عمیق، واشنگتن را به این نتیجه رسانده که برای پیشبرد اهداف خود باید همکاری با دهلی را در اولویت قرار دهد. در این میان، سیگنالهای دهلی نیز بیتأثیر نبوده است؛ کاهش اخیر خرید نفت از روسیه توسط برخی پالایشگاههای هندی در پی تحریمهای واشنگتن علیه شرکتهای نفتی مسکو، نشانهای از تمایل دهلی برای همسویی با منافع آمریکا در بزنگاههای کلیدی است.
چابهار به مثابه چکش تعادل بندر چابهار تنها رقیب جدی برای بندر گوادر است که با سرمایهگذاری چین در حال توسعه است. همچنین، این بندر یک کانون اصلی در کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) محسوب میشود که خود میتواند رقیبی برای بخشی از ابتکار کمربند و راه چین باشد. ایالات متحده با تمدید کنترلشده معافیت چابهار، عملاً فضا را برای رقبای منطقهای چین، یعنی هند و روسیه، باز میکند تا یک جایگزین معتبر را تقویت کنند. به این ترتیب، چابهار به عنوان یک چکش تعادل در برابر طرحهای زیرساختی و نفوذ اقتصادی چین در منطقه عمل میکند.
جلوگیری از هضم افغانستان و آسیای مرکزی در طرح CPEC پکن و اسلامآباد به شدت به دنبال گسترش کریدور اقتصادی چین-پاکستان به کشورهای همسایه، به ویژه افغانستان و جمهوریهای آسیای مرکزی هستند. پیوستن این کشورها به CPEC به معنای جذب و هضم کامل آنها در طرحهای کلان چین خواهد بود. فعال ماندن بندر چابهار به این کشورهای محصور در خشکی یک گزینه حیاتی دیگر برای دسترسی به آبهای آزاد ارائه میدهد و از وابستگی مطلق آنها به کریدور تحت کنترل چین و پاکستان جلوگیری میکند. این امر به حفظ استقلال عمل این کشورها و مهار نفوذ استراتژیک پکن کمک میکند.
این محاسبات استراتژیک واشنگتن، عمیقاً به درک اهمیت حیاتی چابهار برای دهلی گره خورده است؛ بندری که برای هند، سنگ بنای تحقق جاهطلبیهای منطقهای آن محسوب میشود.
اهمیت راهبردی چابهار برای هند: فراتر از یک بندر تجاری
در دکترین سیاست خارجی هند، بندر چابهار جایگاهی محوری و بیبدیل دارد. برای دهلی، این بندر صرفاً یک پروژه اقتصادی یا یک مسیر تجاری نیست، بلکه ابزاری حیاتی برای تحقق اهداف ژئوپلیتیکی، امنیتی و اقتصادی در همسایگی نزدیک و گسترده خود به شمار میرود. اهمیت این بندر را میتوان در سه بعد راهبردی اصلی خلاصه کرد:
۱. دور زدن پاکستان و دسترسی مستقیم چابهار به هند این امکان را میدهد که برای اولین بار، بدون نیاز به عبور از خاک رقیب سنتی خود، پاکستان، به افغانستان و بازارهای بکر آسیای مرکزی دسترسی مستقیم پیدا کند. این مسیر جایگزین نه تنها موانع سیاسی و امنیتی را از میان برمیدارد، بلکه با کاهش چشمگیر زمان و هزینههای حملونقل، مزیت رقابتی قابل توجهی برای صادرکنندگان هندی ایجاد میکند.
۲. ایجاد موازنه ژئوپلیتیکی موقعیت جغرافیایی چابهار، که در فاصله تقریبی ۱۷۰ کیلومتری غرب بندر گوادر پاکستان (که توسط چین توسعه مییابد) قرار دارد، به آن اهمیتی استراتژیک بخشیده است. این نزدیکی به هند اجازه میدهد تا یک وزنه تعادل قدرتمند در برابر محور چین-پاکستان در منطقه اقیانوس هند و دریای عمان ایجاد کند. به این ترتیب، چابهار به ابزاری برای نظارت و موازنه در برابر فعالیتهای رقبای منطقهای هند تبدیل شده است.
۳. محور سیاستهای اتصال منطقهای این بندر ستون فقرات سیاستهای کلان هند مانند «اتصال آسیای مرکزی» و «گسترش همسایگی» را تشکیل میدهد. چابهار با فراهم کردن یک مسیر امن و پایدار، اتصال دریایی هند را تقویت کرده و امنیت انرژی این کشور را با تسهیل دسترسی به منابع منطقه تضمین میکند. این بندر دروازه هند به اوراسیا است و نقش کلیدی در تحقق جاهطلبیهای این کشور برای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ منطقهای ایفا میکند.
با توجه به این ابعاد، واضح است که هند به راحتی از این پروژه چشمپوشی نخواهد کرد و آن را یک دارایی استراتژیک غیرقابل جایگزین میداند که نقشی فراتر از روابط دوجانبه ایفا کرده و کل منطقه اوراسیا را تحت تأثیر قرار میدهد.
بُعد اوراسیایی: چابهار به عنوان دروازهای برای آسیای مرکزی و قفقاز
پتانسیل واقعی بندر چابهار زمانی محقق میشود که به عنوان یک کانون اصلی در شبکههای حملونقل گستردهتر اوراسیا عمل کند. این بندر نه تنها برای هند، بلکه برای کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی و قفقاز نیز یک دروازه حیاتی به آبهای آزاد است. نقش چابهار در کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) و تعاملات کشورهای منطقه، فرصتها و چالشهای این چشمانداز بزرگ را آشکار میسازد.
کریدور شمال-جنوب (INSTC): شاهراهی در حال ظهور چابهار یکی از کانونهای اصلی کریدور حمل و نقل بینالمللی شمال-جنوب است؛ پروژهای چندوجهی که قرار است هند، ایران، روسیه و در نهایت اروپا را از طریق مسیرهای ریلی و دریایی به یکدیگر متصل کند. این کریدور با کاهش زمان و هزینه حملونقل، میتواند به یک رقیب جدی برای مسیرهای سنتی تبدیل شود. آمارها نشاندهنده شتاب گرفتن این پروژه است: حجم حملونقل در این کریدور از ۲۷،۰۰۰ تن در سال ۲۰۱۷ به پیشبینی ۶۰۰،۰۰۰ تن در سال جاری افزایش یافته و پتانسیل نهایی آن تا ۲۰ میلیون تن در سال برآورد میشود.
فرصتها و چالشهای کشورهای منطقه تعامل کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز با پروژه چابهار، ترکیبی از اشتیاق و احتیاط است که در جدول زیر خلاصه شده است:
کشور فرصتها و چالشها
قزاقستان به عنوان بزرگترین اقتصاد منطقه، بیشترین پتانسیل را برای بهرهبرداری از چابهار دارد و آمادگی خود را برای سرمایهگذاری اعلام کرده است. این کشور از طریق راهآهن اینچهبرون به چابهار متصل است و به کریدور ازبکستان-ترکمنستان-ایران-عمان نیز پیوسته است.
ازبکستان دولت جدید ازبکستان به دنبال مسیرهای جدید ترانزیتی است، اما همزمان نگران واکنش احتمالی آمریکا است. مقامات ازبک از چابهار بازدید کرده و علاقه خود را برای اتصال به این بندر از طریق افغانستان ابراز نمودهاند.
تاجیکستان روابط پیچیده با ایران و مشکلات ترانزیتی با ترکمنستان، بهرهبرداری این کشور از چابهار را با چالش مواجه کرده است. تاجیکستان به عنوان فقیرترین جمهوری شوروی سابق، به شدت به حوالههای کارگران در روسیه وابسته است و شرکای تجاری اصلی آن (روسیه، چین، قزاقستان و ترکیه) مسیرهای دیگری را در اولویت دارند. فشار روسیه برای پیوستن این کشور به اتحادیه اقتصادی اوراسیا، پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی بیشتری را به همراه دارد.
ترکمنستان این کشور میتواند نقشی کلیدی در کریدور شمال-جنوب ایفا کند، اما رفتار آن در این زمینه «غیرقابل پیشبینی» توصیف شده است که این امر برنامهریزی بلندمدت را دشوار میسازد.
آذربایجان آذربایجان با سرمایهگذاری در تکمیل راهآهن رشت-آستارا، نقشی حیاتی در تکمیل حلقه مفقوده کریدور INSTC ایفا میکند. این اتصال، مسیر ترانزیت از ایران به روسیه و اروپا را به شکل چشمگیری تسهیل خواهد کرد.
این پویاییها نشان میدهد که موفقیت چابهار به عنوان یک هاب اوراسیایی، نه تنها به رفع موانع تحریمی، بلکه به هماهنگی سیاسی و زیرساختی میان مجموعهای از بازیگران منطقهای وابسته است.
چشمانداز تحریمها: راه رفتن بر لبه تیغ
با وجود اهمیت راهبردی چابهار، آینده آن به شدت به تصمیمات سیاسی واشنگتن گره خورده است. معافیت تحریمی این بندر ماهیتی تاکتیکی و شکننده دارد و توسعهدهندگان آن همواره بر لبه تیغ حرکت میکنند. بررسی تاریخچه این معافیتها و ابهامات حقوقی پیرامون آن، نشاندهنده عدم قطعیت حاکم بر این پروژه است.
جدول زمانی توافقها و معافیتها مسیر توسعه بندر چابهار با فراز و نشیبهای سیاسی و تحریمی همراه بوده است:
- ۲۰۱۶: امضای توافقنامه سهجانبه تاریخی میان هند، ایران و افغانستان برای ایجاد یک کریدور حملونقل بینالمللی از طریق چابهار.
- ۲۰۱۸: اعطای معافیت اولیه توسط دولت آمریکا، که رسماً با هدف حمایت از توسعه اقتصادی افغانستان و کاهش وابستگی این کشور به پاکستان صورت گرفت.
- مه ۲۰۲۴: امضای قرارداد بلندمدت ۱۰ ساله بهرهبرداری از بندر توسط شرکت هندی IPGL و سازمان بنادر و دریانوردی ایران، که نشاندهنده تعهد بلندمدت دهلی به این پروژه بود.
- سپتامبر/ اکتبر سال جاری: واشنگتن در چارچوب سیاست «فشار حداکثری»، معافیت بلندمدت بندر چابهار را لغو کرد.
- اکتبر سال جاری - آوریل سال آینده: پس از رایزنیهای دیپلماتیک، واشنگتن یک معافیت شش ماهه جدید به هند اعطا کرد تا فعالیت در این بندر بدون وقفه ادامه یابد.
ابهام در دامنه معافیت یکی از بزرگترین چالشها، ابهام در مورد دامنه دقیق معافیت تحریمی است. در این زمینه دو دیدگاه متناقض وجود دارد:
- دیدگاه گسترده: به باور «مددصدر قمر»، پژوهشگر هندی، این معافیت جامع است و تجارت با هر کشوری از طریق بندر چابهار را شامل میشود و آن را از تحریمها مصون میدارد.
- دیدگاه محدود: در مقابل، «اریک فراری»، وکیل متخصص تحریمها در واشنگتن، معتقد است که معافیت صرفاً برای اهداف بازسازی و توسعه افغانستان توسط هند صادر شده و تجارت با سایر کشورها را پوشش نمیدهد.
این ابهام حقوقی، یک ریسک دائمی برای سرمایهگذاران و شرکای تجاری بالقوه ایجاد کرده و مانع تحقق کامل پتانسیل اقتصادی بندر میشود. این وضعیت نشان میدهد که آینده چابهار بیش از آنکه توسط عوامل اقتصادی تعیین شود، در گرو محاسبات ژئوپلیتیکی واشنگتن و ماهیت تاکتیکی معافیتها قرار دارد، و این پروژه را به یک دارایی استراتژیک با ریسک سیاسی دائمی تبدیل میکند.
معافیتی تاکتیکی با پیامدهای راهبردی
در جمعبندی نهایی، تمدید معافیت تحریمی بندر چابهار توسط ایالات متحده، اقدامی تاکتیکی است که در یک چارچوب راهبردی بزرگتر قابل فهم است. این تصمیم نه یک تناقض، بلکه یک حرکت حسابشده برای مهار نفوذ روزافزون چین، مدیریت روابط پیچیده با متحد منطقهای خود یعنی هند، و جلوگیری از تسلط کامل کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) بر مسیرهای تجاری حیاتی منطقه است. چابهار برای واشنگتن ابزاری است که به رقبای چین اجازه میدهد یک آلترناتیو قابل اتکا را توسعه دهند، بدون آنکه کنترل کامل اوضاع از دست آمریکا خارج شود.
با این حال، آینده این بندر استراتژیک به دلیل ماهیت کوتاهمدت و تاکتیکی معافیتهای تحریمی، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. پایداری این وضعیت و تحقق پتانسیل کامل چابهار، نه تنها به اراده سیاسی تهران و دهلی، بلکه به مجموعهای از متغیرهای خارجی بستگی دارد؛ متغیرهایی که شامل «رفتارهای هند، پاکستان، افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی» و همچنین تغییرات غیرمنتظره در معادلات ژئوپلیتیک جهانی میشود.
در نهایت، بندر چابهار فراتر از یک پروژه زیرساختی، به یک نقطه کانونی در رقابتها و همکاریهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی در حال ظهور در قاره آسیا تبدیل شده است؛ شاهراهی که سرنوشت آن میتواند نقشه اتصال منطقهای اوراسیا را برای دهههای آینده بازترسیم کند.
انتهای پیام/
خبرنگار
گفتمان دریا